آبی جدایی نادر از سیمین ابراهیم حاتمی کیا

آبی: جدایی نادر از سیمین ابراهیم حاتمی کیا جشنواره فیلم بازیگران زن لیلا حاتمی جشنواره بازیگری بازیگران سینمای بازیگر ایرانی

گت بلاگز Uncategorized همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران

جدایی نادر از سیمین | ابراهیم حاتمی کیا | جشنواره فیلم | بازیگران زن | لیلا حاتمی | جشنواره | بازیگری | بازیگران

همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران

همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران 

لیلا حاتمی بدون شک برترین بازیگر زن سینمای کشور کشور عزیزمان ایران در حال حاضر است وی فرزند زنده یاد علی حاتمی کارگردان برجسته سینمای کشور کشور عزیزمان ایران می باشد. برخی نقش آفرینی هاي زنان سینمای کشور کشور عزیزمان ایران با استانداردهای سینمای روز اروپا برابری میکند، ولی داستان لیلا حاتمی متفاوت هست.

1. لیلا حاتمی بازیگر استثنایی در سینمای کشور کشور عزیزمان ایران هست. نمی خواهم مبالغه کنم. بحث سلیقه شخصی هم نیست. خب، در سینمای کشور کشور عزیزمان ایران بازی هاي بافایده از بازیگران زن کم ندیده ام. حداقل اکثر از بازیگرهای مرد. بازی روان و واقع گرایانه حمید خیرآبادی در «اجاره نشین ها»، دو بازی ظریف و پرشور از نیکی کریمی در «سارا» و «نیمه مخفی»،

همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران

اجرای به یادماندنی گلچهره سجادیه در «دندان مار»، بازی استثنایی هدیه استان تهران در «چهارشنبه سوری» و همچنین «شوکران» و درخشش عالی مریلا زارعی در «شیار 143» از این آلبوم میباشند.

یا حتی بازی جسورانه قدرنادیده طناز طباطبایی در «خشم و هیاهو»، بازی ماهرانه فاطمه معتمد آریا در «این جا بدون من» و درخشش ترانه علیدوستی در «پذیرایی ساده» و «آسمان زرد کم عمق». این ها مشابه هایي از نقش آفرینی هاي زنان سینمای کشور کشور عزیزمان ایران میباشند که با استانداردهای سینمای روز اروپا برابری می کنند. می بینید؟ واقع گرا و خوش بین هستم.

جدایی نادر از سیمین | ابراهیم حاتمی کیا | جشنواره فیلم | بازیگران زن | لیلا حاتمی | جشنواره | بازیگری | بازیگران

2. ولی در نهایت باید اذعان کرد که زنان سینمای محصور و محدود ایران، در چنبره نقش هاي تکراری و غیرپیچیده، عموما کاراکترهایی را می آفرینند که در چالش با نمایش ملودرامیک طیفی از احساسات مثل بغض، خنده، مهربانی، گرمای عشق و این جور اکت هاي ملموس قرار دارند.

در این چارچوب استاندارد، طبیعی است که ترانه علیدوستی، پریناز ایزدیار و باران کوثری بیشترین دقت و بیشترین جوایز را به دست بیاورند. انها این مهارت هاي نخست را به خوبی به دست آورده اند. نقش هایشان را بدو پیچیدگی خاصی به نمایش می گذارند و از بعد ظاهر هاي گوناگون هم بر می آیند.

مثل کاری که ترانه در «شهرزاد» یا «فروشنده»، «زندگی با چشمان بسته» و «چهارشنبه سوری» انجام داد و بازی باران کوثری در «کوچه بی نام» یا پریناز ایزدیار در «ابد و یک روز».در اینگونه نقش آفرینی ها معجزه اي رخ نمی دهد. هنر اینگونه بازیگران در ترسیم نقش ها به بهتر بغض کردن و پرتاب نگاه هاي نافذ و گرچه یک صدای رسا محدود می شود

همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران

که خب کم چیزی هم نیست. به هر حال طبقه جوان با بسته به تجربیات محدود خود به این سطح از بازی با حیرت نگاه میکنند. جوان هایي که مدام جمله هایی درمورد «حال دلم بافایده هست» را پست میکنند و با دل خستگی از آرزوهای از دست رفته و عشق هاي شکست خورده جهت هم روایت می کنند، در بازی هاي ترانه و باران و پریناز شکل آرمانی این خواسته هاي محدود خود از زندگی را دیدن میکنند.

3. ولی داستان لیلا حاتمی متفاوت هست. او تنها بازیگر سینمای کشور کشور عزیزمان ایران است که میتواند به تماشاگر بگوید چیزی در بعد پرده مخفی هست. آلبوم اي از احساسات پیچیده و شاید ناگفتنی. بازی لیلا بیش از آن چه بیانگر باشد، مخفی کننده هست. او برعکس همتایان خود در سینمای کشور کشور عزیزمان ایران در مورد نمایش اکت در صورت خود خسیس هست.

جدایی نادر از سیمین | ابراهیم حاتمی کیا | جشنواره فیلم | بازیگران زن | لیلا حاتمی | جشنواره | بازیگری | بازیگران

بازی او بیش از آن که بر مبنای میمیک هاي مورد علاقه جوانان کافی شاپ نشین طبقه میانگین باشد، از یک درک غریزی از نقش اخذ می شود. با آلبوم اي از فیگورهای بدن، بازی با صدا و نگاه هاي بی تفاوت. بازی در سکوت.

او به هر نقشی، حتی اگر بد نوشته شده است باشد هم «تاش»ي از پیچیدگی می زند. جهت اینکه بفهمید از چه چیزی حرف میزنم، کافی است بازی ایزابل هوپر در فیلم «ال» یا بازی کریستن استوارت در «خریدار شخصی» را به یاد بیاورید. میدانم چنین شخصیت هایي در سینمای کشور کشور عزیزمان ایران به ندرت نوشته می شوند ولی لیلا حاتمی حتی اگر نقش به اندازه کافی پیچیده نوشته نشده باشد، خودش در اجرا نقش را غنی و پیچیده می سازد.

همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران

4. آیا دارم مبالغه می کنم؟ نه. خب، بازی هاي نامتقاعدکننده از لیلا کم ندیده ام. همین سال پیش بازی او در نقش استثنایی اش در فیلم «من»، قربانی بی دقتی هاي او در حفظ راکورد احساسی شده است هست. کاراکتری که به علت بازی شلخته لیلا و عدم شهامت کارگردان در اصلاح این آشفتگی، اکثر از آن که پیچیده باشد، گنگ از آب درآمده هست.

از طرفی هیچ وقت فلسفه بازی او در «جدایی نادر از سیمین» را نفهمیدم. نقشی که جزیی نوشته شده است بود و لیلا هم به جز ترسیم نوعی عصبیت استاندارد کاری جهت نقش نتوانسته بود انجام دهد. بدون کمترین نشانه اي از آن هاله مرموزی که معمولا لیلا در نقش آفرینی هایش به همراه خود دارد.

با بازی به شدت محافظه کارانه اش در «چهل سالگی»، او آنقدر در نمایش احساس در آن فیلم اکراه به خرج میدهد که هیچ چیزی از مثلث دراماتیک فیلم بر جای نمیماند. به این لیست میشود «نارنجی پوش» را هم اضافه کرد.

5. ولی در کنار این شکست هاي محدود، کارنامه او آکنده از پیروزی هاي خیره کننده هست. از همان «دلشدگان» که حضورش در نقش شاهزاده دل از کف داده نابینای ترک، تماشاگران ابتدای دهه 70 سینمای ایرانی را بهت زده بر جای گذاشته بود. یا بازی جاودانش در «لیلا». اگر فیلم «لیلا» اینگونه ممتاز بر تارک سینمای کشور کشور عزیزمان ایران ایستاده هست، مدیون هم پوشانی کاراکتر لیلا در فیلم با لیلا حاتمی بعنوان بازیگر هست.

تنها او می توانست کاراکتر پیچیده این نقش را اینگونه باورپذیر و سودایی به نمایش بگذارد. در مرز عشق و تحمل، لبه عزت نفس و تحقیر، در پرتگاه امید و ناامیدی.او مرزهای فیلم را گسترش میدهد. با صدا، کاراکتر و نوع رویارویی انحصاری اش با نقش. او در تمام فیلم گویی اندکی به جلو خم شده است هست. ژستی شرمگینانه و حاکی از عدم اعتماد به نفس همسری جوان که در دنیایی پر از شک و تردید رها شده است هست.

مکالمات او با جمیله شیخی و همسرش هم حکایت از این بی اعتمادی اش به دنیا بیرون دارد. او تنها در راز و نیازهایش است که خود را پیدا می کند.

یا خاطره سودایی فیلم «شیدا» جهت همه ي کسانی که فیلم را همان دوران دیده اند، مدیون بهره گیری تبریزی از صدای لیلاست. اگر «آب و آتش» به رغم سوژه اش مبتذل از آب درنیامد، مدیون کار شگرفی است که حاتمی در ترسیم نجیبانه و باورپذیر یک زن خیابانی انجام داده هست. یا همه ي تلاش هایش جهت شکستن تلقی عمومی

از او بعنوان بازیگر نقش زنان اشرافی و روشنفکر. مثل بازی هایش در «ارتفاع پست»، «حکم»، «بی پولی»، «سر به مهر»، «من» و گرچه «رگ خواب». نقش هایي که همه ي ارزش چالش هایي جهت یک بازیگر محسوب می شوند.

6. میخواستم درمورد بازی اش در «در دنیای تو ساعت چند هست؟» بنویسم. نقشی که به ظاهر همان تکرار کاراکتر زن اشرافی و روشنفکر و استاد دل شکستن هست. میخواستم از صحنه لیلای کت و شلوارپوش در حیاط منزل پدری در این فیلم بنویسم. ولی منصرف شدم. به دلایلی.

پس این متن را با بخشی از یک یادداشت قدیمی تمام میکنم. متنی که درمورد فیلم «هر شب تنهایی» رسول صدرعاملی نوشته بودم. هفت سال پیش: «وقتی دوربین به سمت صورت لیلا حاتمی میچرخید، می توانستیم تمام پرسشها فیلم را فراموش کنیم؛ تمام شکاف هاي روایتی فیلم که تلاش فیلمساز و نویسندگان نامدارش «پرتوی و صدرعاملی» نتوانسته بود انها را بپوشاند.

تمام آن تصویر هاي تکراری که فیلمساز از زائران حرم و کبوتران آن می گرفت و می خواست چیزی را به تماشاگر بگوید که نود درصد مردم کشور عزیزمان ایران نه تنها آن را میدانند، که حتی اکثر از فیلمساز به آن معتقدند. تمام آن داستانک هاي پرطول و تفصیل و گاه کم معنایی که فیلمساز و نویسندگان فیلم به ضرب نریشن هاي مجری رادیو،

میخواستند انها را به محملی جهت ارسال و الصاق خبر فیلم به تماشاگر تبدیل کنند، تمام آن موسقی کهنه و از مدافتاده اي که با صدای آزارنده سینتی سایزرش تماشاگر را به سینمای اوایل دهه 60 میبرد. می توانستیم تمام آن احساس تلف شدگی را فراموش کنی، فیلمی که نشانه آن نه نمایش جهت تماشاگر عام و خاص، که گویی قرار بوده ره توشه آخرت فیلمساز باشد.

همه ي این ها را توانستیم فراموش کنیم هنگامی که دوربین فرج حیدری با سلیقه اي قابل تحسین، لیلا حاتمی را در یکی از برترین نقش آفرینی هاي زنان تاریخ سینمای کشور کشور عزیزمان ایران در قاب خود میگیرد. لیلا حاتمی آرام و غم زده، در سکوت یا هنگام گفتن دیالوگ، نوعی از بازیگری را رقم میزند که از سقف و ظرفیت سینمای کشور کشور عزیزمان ایران فراتر هست.

انچه «هر شب تنهایی» را از حافظه مان خارج نمیکند، فراتر از کارگردانی صدرعاملی و صدابرداری ماهرانه فیلم و بازی متفاوت حامد بهداد، حضور حیرت انگیز لیلا حاتمی هست».

دلشدگان؛ 1370

عبارات مهم : جدایی نادر از سیمین – ابراهیم حاتمی کیا
هفت سال قبل از «دلشدگان»، لیلای دوازده ساله در «کمال الملک» نقش کوتاهی داشت. ولی این بار علی حاتمی نقش پررنگ تری به لیلای نوزده ساله داد. علی حاتمی فیلمنامه «دلشدگان» را با اقتباسی آزاد از یک داستان حقیقی در وقت قاجار نوشت. «دلشدگان» از سفر یک گروه موسیقی به پاریس جهت ضبط ردیف هاي موسیقی ایرانی روی صفحه شروع و به عشق تاجر ایرانی به شاهزاده نابینای ترک ختم میشود.

حاتمی نقش شاهزاده ترک را به لیلا داده بود و نقش تاجر عاشق پیشه ایرانی را هم مثل همه ي عشاق سال هاي دهه 70 امین تارخ بازی میکرد. آوازهای این فیلم با صدای استاد محمدرضا شجریان است و این جزو معدود دفعاتی است که استاد شجریان جهت فیلمی آواز می خواند.

لیلا؛ 1375
سر فیلم برداری «لیلا» بود که مریضی علی حاتمی به روزهای بسیار سختش رسید و در نهایت پانزدهم آذرماه همان سال درگذشت. فیلم برداری یک هفته متوقف شد و لیلا بعد از یک هفته غمگین تر از قبل سر سکانس هاي فیلم برداری برگشت. لیلا حاتمی می گوید اندوهش در سکانس هایي که بعد از فوت پدرش در این فیلم نقش بازی کرده، بی تاثیر از این اتفاق نبوده.

«لیلا» به علت مضمونش هم جهت تماشاچی هایش فراموش نشدنی است و هم باری خود لیلا حاتمی. او سرتمرین هاي این فیلم با علی مصفا آشنا شد، پدرش را در روزهای فیلم برداری از دست داد، گروه تحریریه سایت برترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر را به منزل برد و جایگاهش را بعنوان بازیگر در سینمای کشور کشور عزیزمان ایران تثبیت کرد.

شیدا؛ 1377
لیلا حاتمی دو فیلم با مضمون جنگ تحمیلی در کارنامه اش دارد؛ «شیدا» و «ارتفاع پست» که آن ها را به فاصله سه سال با کمال تبریزی و ابراهیم حاتمی کیا کار کرد. مضمون «شیدا» باعث شد تا اکرانش عمده بدون حرف و حدیث نباشد.

حاتمی در این فیلم نقش پرستاری به نام شیدا را بازی می کند که جهت پسری به نام فرهاد «پارسا پیروزفر» که از ناحیه دو چشم مجروح شده است قرآن می خواند. خیلی ها در آن وقت «شیدا» را با «لیلا»ي مهرجویی مقایسه کردند. ولی حاتمی در گفت و گو اي گفت که جنس انفعال این دو شخصیت از هم متفاوت هست. لیلا می خواهد حرص طرف مقابلش را دربیاورد ولی شیدا اصلا نمی داند باید چکار کند.

حکم؛ 1383
فارغ از داستان و دنیای فیلمسازی کیمیایی، «حکم» در کارنامه لیلا حاتمی اتفاق متفاوتی هست. او تصویری راکه در «آب و آتش» جیرانی تلاش کرده بود از خود به جا بگذارد، در این فیلم کامل کرد. و لیلا در «حکم» روی دیگری از شخصیت بازیگری اش را نشان می دهد

حاتمی که تا آن وقت در نقش دختری آرام و تسلیم در برابر اتفاق هاي اطرافش بود، حالا هفت تیر به دست می گیرد و ماشه را به طرف هر شخصی که تهدیدش کند، می چکاند. تصویری که سال ها بعد پخته ترش را در فیلم «من» میبینیم.

بی پولی؛ 1387
لیلا حاتمی جهت بازی در بی پولی بعد از حدود 12 سال دوباره گروه تحریریه سایت بلورین برترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر را گرفت. بازی لیلا در این فیلم این قدر متفاوت بود که هنوز هم یکی از کارهای فراموش نشدنی کارنامه اش به حساب می آید.

«بی پولی» طنزی اجتماعی است و بازی حاتمی در این فیلم و چرخشش از یک زن منزل دار راحت به زنی که امور زندگی را به دست می گیرد، نظر تعداد زیادی از اهالی سینما و تماشاگران را به خود جلب کرد.

چیزهایی است که نمی داني؛ 1388
این فیلم از آن دست فیلم هایي در کارنامه بازیگری حاتمی است که تا مدت ها تماشاگرانش را با خود درگیر کرد. لیلا حاتمی در نقش زن دکتر و علی مصفا در نقش راننده تاکسی بعد از سال ها دوباره در برابر هم بازی کردند.

جای لیلا و علی مصفا در «چیزهایی است که نمیدانی» تا حدودی جا به جا شده است هست. لیلا علی رغم همه ي وقت زنی است که حرف می زند و مصفا کسی است که سکوت میکند و خواسته حقیقی اش را در دلش نگه می دارد.

پله آخر؛ 1389
حاتمی در «پله آخر» عمده حواسش به زندگی مشترکش نیست. او در این فیلم انگار «لیلا»يي است که عامدانه میخواهد حواسش به طرف مقابلش نباشد

حال و هوای «پله آخر» و فیلم بعدی لیلا «در دنیای تو ساعت چند هست؟» خیلی به هم نزدیک هست. در هر دوی این فیلم ها مردی «علی مصفا» عاشق زنی است که اصولا در دنیای او سیر نمیکند.

جدایی نادر از سیمین؛ 1389

 به گزارش پارس ناز نخستین همکاری لیلا حاتمی و اصغر فرهادی پرحاشیه و پرجایزه بود. «جدایی نادر از سیمین» تقریبا همۀ جایزه هاي مهم جشنواره فجر آن سال را از آن خود کرد.

فرهادی جایزه برترین فیلم غیرانگلیسی زبان گلدن گلوب و اسکار آن سال را دریافت کرد. لیلا در نقش سیمین زن پریشانی است که اصرار بر مهاجرت از کشور عزیزمان ایران زندگی مشترکش را به جدایی رسانده هست. لیلا جهت بازی در نقش سیمین نامزد دریافت گروه تحریریه سایت بلورین جشنواره فجر شد.

من؛ 1394
بازی در «رگ خواب» باعث شد تا حاتمی سومین گروه تحریریه سایت بلورین برترین بازیگر زن جشنواره فجر را به منزل ببرد، ولی خیلی ها اعتقاد بودند این گروه تحریریه سایت باید سال 94 و جهت بازی لیلا در «من» به او اهدا می شد.

حاتمی در «من» ورای همه ي نقش هایي که تا به حال نقش بازی کرده ظاهر می شود. لیلا در «من» زنی مقتدر و خلافکار به نام آذر است که به تنهایی همۀ کارهایش را به آخر میرساند. حاتمی شخصیت آذر را این قدر باورپذیر از آب درآورده که در هیچ کجای فیلم نشانی از لیلای همیشگی وجود ندارد.

واژه های کلیدی: جدایی نادر از سیمین | ابراهیم حاتمی کیا | جشنواره فیلم | بازیگران زن | لیلا حاتمی | جشنواره | بازیگری | بازیگران | سینمای | بازیگر | ایرانی

همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران

همراه با لیلا حاتمی بازیگر متفاوت سینمای ایران


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz